علاقمندان ایران سلامت اسلامی زائران ایرانی

علاقمندان: ایران سلامت اسلامی زائران ایرانی برگزاری عربستان حفظ سلامت اعزام حجاج عربستان سعودی مجلس شورای اسلامی

گت بلاگز اخبار اجتماعی کوروشی که نمی‌شناسیم

آریان، ‌مورخ یونانی می‌نویسد: «بر قبر کوروش این کلام خود او به خط میخی منقور شده است بود: «ای آدمیان، من کوروش فرزند کمبوجیه‌ام، پارسیان را قدرت فرمانروایی داده

کوروشی که نمی‌شناسیم

کوروشی که نمی شناسیم

عبارات مهم : ایران

آریان، مورخ یونانی می نویسد: «بر قبر کوروش این کلام خود او به خط میخی منقور شده است بود: «ای آدمیان، من کوروش فرزند کمبوجیه ام، پارسیان را قدرت فرمانروایی داده ام، سرور آسیا شده است ام، این مشتی خاک را که گور من است از من دریغ مدارید.»

به گزارش ایسنا، سکندر امان اللهی بهاروند در روزنامه شرق نوشت: «چند روز پیش روزنامه «شرق» (دوشنبه هشتم آبان ١٣٩٦، صفحه ١٧) مقاله ای با عنوان «حاشیه های روزی به نام کوروش» چاپ کرد که مطالعه آن موجب شد نگارنده این سطور که ٣٠ سال تاریخ اجتماعی کشور عزیزمان ایران را در بخش جامعه شناسی دانشگاه شیراز تدریس می کرده هست، مطالبی به اختصار راجع به این قهرمان تاریخ کشور عزیزمان ایران و دنیا بنویسد. ولی در اینجا گفتارمان را با نقل قول از روزنامه «شرق» شروع می کنیم:

کوروشی که نمی‌شناسیم

در کلام علامه طباطبایی همان ذوالقرنین ستوده شده است در قرآن است و در اینستاگرام حسین الله کرم، شخصی دروغین و جعلی که هیچ ردی از او در تاریخ نیست. گروهی از او با عنوان پادشاهی قدرتمند و دادگر یاد می کنند و گروهی می گویند در نهایت پادشاهی قدرت مدار و زورگو بوده؛ مانند همه شاهنشاهان دیگر. صحبت از کوروش هخامنش هست؛ بنیان گذار و نخستین شاه از سلسله هخامنشیان که به گواه منابع تاریخی بین سال های ٥٥٩ تا ٥٢٩ پیش از میلاد بر نواحی گسترده ای از آسیا و به مرکزیت کشور عزیزمان ایران حکومت می کرد.

منشور حقوق بشر و آرامگاهی ساخته شده است از سنگ با معماری خاص پلکانی از مهم ترین یادگاران بازمانده از او در عصر کنونی هست. اولی در موزه ملی بریتانیا نگهداری می شود و دومی در پاسارگاد استان فارس واقع شده است هست؛ جایی که گفته می شود مرکز فرمانروایی امپراتوری شرق تا غرب این پادشاه قدرتمند بوده است.

آریان، ‌مورخ یونانی می‌نویسد: «بر قبر کوروش این کلام خود او به خط میخی منقور شده است بود: «ای آدمیان، من کوروش فرزند کمبوجیه‌ام، پارسیان را قدرت فرمانروایی داده

با آن که هزاران مقاله و کتاب از کوروش کبیر نام برده و از او به نیکی یاد کرده اند، مدتی است در کشور عزیزمان ایران نغمه ای مبنی بر این که این شخصیت بزرگ وجود نداشته، نواخته می شود که چنین اقدامی جدل با تاریخ و ستمی نابخشودنی به تاریخ، فرهنگ و گذشته پرافتخار مردم این سرزمین هست. اگر واقعا نوازندگان این نغمه زیان آور این قدر از تاریخ چند هزار ساله کشور عزیزمان ایران ناآگاه مانده اند، جای بسی تأسف است ولی اگر دانسته و آگاه از تاریخ این سرزمین، چنین مطالب کذبی را عنوان می کنند، مرتکب ستمی ناروا به تاریخ و فرهنگ مردم کشور عزیزمان ایران شده است اند.

آیا کوروش وجود تاریخی داشته است؟

اکنون این پرسش مطرح است که آیا کوروش وجود داشته یا شخصی افسانه ای است؟ در پاسخ به این پرسش، شواهد تاریخی حاکی از آن است که بدون تردید نه تنها چنین شخصیتی وجود داشته هست، بلکه منابع تاریخی از او به نیکی و سرافرازی یاد کرده اند. شواهدی که وجود این رادمرد ایرانی را تأیید می کنند، عبارت اند از:

کوروشی که نمی‌شناسیم

١- آرامگاه و کاخ های پاسارگاد

٢- کتیبه های کوروش در پاسارگاد

آریان، ‌مورخ یونانی می‌نویسد: «بر قبر کوروش این کلام خود او به خط میخی منقور شده است بود: «ای آدمیان، من کوروش فرزند کمبوجیه‌ام، پارسیان را قدرت فرمانروایی داده

٣- الواح یافت شده است در بابل (عراق)

٤- نوشته مورخان یونانی مربوط به ٤٠٠ ق.م.

کوروشی که نمی‌شناسیم

با این حال گذشت وقت باعث شد که ایرانیان به تدریج سلسله پرافتخار هخامنشیان را که بنیان گذار کشور عزیزمان ایران هست، از یاد ببرند؛ چنان که در کتاب های تاریخی و حتی شاهنامه فردوسی که در هزار و ٥٠٠ سال گذشته نوشته شده است اند، از سلسله هخامنشیان نام برده نشده هست. از آن گذشته، نه تنها هخامنشیان به بوته فراموشی سپرده شده است بودند، حتی آثاری که از آنها به جا مانده، با نام های دیگری معرفی شده است اند. چنان که جهت مثال آرامگاه کوروش را با عنوان قبر مادر سلیمان و قدیمی ترین ساختمان هخامنشیان در خوزستان (منطقه بختیاری ها) را «مسجد سلیمان» و نیز آثار شهر «انشان»، پایتخت اول هخامنشیان (کوروش خود را کوروش انشانی نامیده) را که در نزدیک بیضا قرار داشته، اکنون با عنوان تپه هلیان یا ملیون آشنا می شود. مهم تر از اینها، معروف ترین آثار هخامنشیان که یونانیان آن را پرسپولیس (شهر پارس ها) می نامیدند، «تخت جمشید» نام گرفته و مقابر سلاطین هخامنشی را هم «نقش رستم» می نامند.

این وضع تا حدود دو قرن پیش ادامه داشت تا این که یک افسر جوان انگلیسی به نام هزی راولینسون که در وقت فتحعلی شاه قاجار مشاور ارتش بود و شاهزاده محمدعلی میرزای دولتشاه، را در اردوکشی همراهی می کرد، توانست از کتیبه داریوش در بیستون نسخه برداری و آخر خط میخی را رمزگشایی و کتیبه را ترجمه کند. این کشف مهم باعث شد که باستان شناسان کتیبه ها و الواحی را که در تخت جمشید و جاهای دیگر به دست آمد، ترجمه کنند. به این شکل این کشف مهم باعث شد به گذشته پرافتخار خود پی ببرند. چنان که اکنون اطلاعات وسیعی راجع به هخامنشیان و حکومت پرافتخار آنان به دست آمده و مشخص شده است است که مقبره ای که در پاسارگاد مقبره مادر سلمیان نامیده شده، همان آرامگاه کوروش کبیر هست. بعد از رمزگشایی خط فراموش شده است میخی و ترجمه متون به جا مانده از وقت هخامنشیان و نیز ترجمه کتاب های تاریخی به جا مانده از تاریخ نویسان یونانی راجع به هخامنشیان زمینه بازسازی تاریخ کشور عزیزمان ایران در این برهه فراموش شده است فراهم شده؛ به طوری که در ٢٠٠ سال گذشته کتب و مقالات فراوانی به وسیله اروپاییان و ایرانیان راجع به سلسله هخامنشی و سلاطین مشهور آن مانند کوروش کبیر، داریوش و… نوشته شده است است ولی مایه تأسف است که هنوز بعضی از هم وطنان از چنین تحولاتی غافل مانده اند.

سیرت کوروش کبیر

کوروش دوم ملقب به کوروش کبیر مقدر بود بانی بزرگ ترین و قدرتمندترین امپراتوری دنیا شود. ماکس مولو وان فقید در جلد دوم از مجموعه تاریخی کمبریج با عنوان «تاریخ کشور عزیزمان ایران دوره هخامنشیان» ترجمه مرتضی ثاقب فر (انتشارات جامی، ١٣٨٥، صفحه ٢٥٩) راجع به کوروش چنین نوشته است:

[کوروش] در سال ٥٩٨ ق.م به عنوان پسر کمبوجیه یکم و ماندانه دختر آستیاک [ایشتوویگو] به دنیا آمد. احتمالا دیرتر از سال ٥٧٨ با کاساندان محبوب ترین همسر خود ازدواج کرد که برایش کمبوجیه دوم، پسر و جانشینش را زایید. هنگامی که این زن درگذشت کوروش فرمان داد تا همه اتباعش به سوگواری بپردازند. جهت بار دوم با آمی تیس ازدواج کرد. در سال ٥٥٨ ق.م به تخت نشست؛ مادها را مغلوب و شاه آنها آستیاک را اسیر کرد و پایتخت ماد اکباتان (همدان) را در ٥٥٠ ق.م. به تصرف درآورد؛ تسخیر هرکانیا (گرگان) و پارت در ٥٤٩ ق.م؛ تسخیر بابل و اسارت شاه نبونید در ٥٣٩ ق.م، فوت در آن سوی جیحون هنگام کشته شدن کوروش.

کوروش در سال ٥٢٩ ق.م. جهت جلوگیری از تهاجمات ماساگات های کوچ نشین در آسیای میانه در نبرد کشته شد. دیاکنوف شرح جالبی از اوضاع قوم وحشی نوشته است که در اینجا قسمتی از گفته های او را نقل می کنیم:

آنها در ماورای سیحون سکونت اختیار کرده بودند. در وقت کوروش هم احتمالا در همین نقاط می زیسته اند. بین ماساگات ها تشکیلات قبیله ای و ازدواج گروهی وجود داشته هست. طبق اخبار نویسندگان باستانی در میان ماساگات ها امر فرمانروا با زنان بوده هست. ماساگات ها مانند دربیک ها پیرمردها را به قتل می رساندند. هردوت [٤٤٦ ق.م] زندگانی ماساگات ها را به نحو جالبی توصیف کرده که ارزش دارد در اینجا تماما نقل شود.

«عادت آنها به این قرار است که گر چه هر یک از آنها زن می گیرد، همگی مشترکا از زنان یکدیگر استفاده می کنند. جهت عمر انسانی قائل به حدی نیستند و هر کس خیلی پیر می شود تمامی خویشاوندان وی دورش جمع می شوند و او را به قتل می رسانند و او را با حیوانات متعددی که در همان وقت ذبح می کنند، می پزند و دسته جمعی به خوردن آن می پردازند. آنها هیچ چیز نمی کارند و خوراک آنها از دام های اهلی و ماهی است که به حد وفور از رودخانه [سیحون] تأمین می شود. از شیر نیز استفاده می کنند. از خدایان فقط به خورشید احترام می گذارند و جهت او اسب قربانی می کنند.» بنا به روایت هردوت ماساگات ها کوروش و سپاهیان او را با حیله و نیرنگ به داخل سرزمین خویش کشاندند و در همان موقعی که اردوی [اردوگاه؟] ماساگات ها به تصرف کوروش درآمد و ارتش وی از این پیروزی دلشاد بود، تمامی آنها را محاصره کرده مورد هجوم قرار دادند. در این نبرد، کوروش با سپاهیان زیادی که همراه داشت کشته شد. کوروش یکی از بزرگ ترین و برجسته ترین شخصیت های باستانی بود و در معاصران خود اثرات بسیار عمیقی باقی گذاشت. (تاریخ کشور عزیزمان ایران باستان، انتشارات علمی فرهنگی، ١٣٨٣، صفحه های ٨٧-٨٩.

آوردن جنازه کوروش به پاسارگاد

پی یر بریان در کتاب «وحدت سیاسی و تعامل فرهنگی در شاهنشاهی هخامنشی. ترجمه ناهید فروغان، نشر اختران، ١٣٨٦، صفحه های ٢٥٣-٢٥٢، راجع به آوردن جسد کوروش به پاسارگاد چنین نوشته است: جانشین موظف بود جسد پدرش (پادشاه متوفی) را تا گور سلطنتی هدایت کند؛ این مراسم دارای اهمیت سیاسی فراوان و از خلال آن استمرار سلسله سلطنتی و حقوق ولیعهد ظاهر می شد. هنگامی که شاه در خارج از پارس جان می سپرد، معمولا جانشین تعیین شده است مکلف بود جهت ارسال جسد شاه در معیت ملازمان در ارابه ای که به این منظور مهیا شده است بود، اقدام مورد نیاز را به عمل آورد… . کتیاس می نویسد بعد از فوت کوروش و بازگشت سپاه، کمبوجیه جسد پدر را تحت مواظبت خواجه باگاتس به پارس فرستاد که در آنجا دفن شود.

سیرت کوروش

گزنفون حکیم یونانی در سده ٤٠ قبل از میلاد در کتابی با عنوان «سیرت کوروش» که کتابی داستانی، تاریخی و سیاسی هست، شخصیت کوروش را چنین توصیف کرد:

چنان که روایت کرده اند، پدر کوروش کبوجیه (کمبوجیه) پادشاه پارس و او از قوم پرسه اید بود که اصل و نسب خود را به پرسوس (پرسه) می رسانیده اند. این قول هم مورد قبول است که مندانه (عنبرسیاه) دختر آستیاک پادشاه ماد مادر او بوده هست. راجع به خود کوروش بنا بر تصنیف ها و روایاتی که هنوز در مشرق زمین متداول و جاری هست، می توان گفت که پروردگار او را علاوه بر خوی نیکو، روی نیکو نیز داده و پول و جانش را به سه ودیعه والا، «نوع دوستی»، « دانایی» و «عز و نیکی» سرشته بود. او در راه ظفر و سرافرازی هیچ مسئله طاقت فرسا را و هیچ خطری را بزرگ نمی پنداشت و چون از چنین امتیازات خداداد جسمانی و روانی برخوردار بود، خاطره و نامش تا امروز در دل های بیدار مردم سرنوشت پایدار و باقی هست. به راستی او طبق آیین و عادات پارسیان پرورش یافته بود و علاوه بر قواعد و آیین مزبور که مانند سایر جاها ضامن خیر و صلاح عام هست، باید خاطرنشان کرد که راه و رسم مهم این قوم به مراتب برتر از رسوم و قواعدی است که اقوام دیگر دارند. (سیرت کوروش، ترجمه وحید مازندرانی، شرکت سهامی کتاب های جین، ١٣٥٠، صفحه های ٤ – ٥).

پیشنهادها

امید است این شرح مختصر اولا هم وطنانی را که به هر علت از وجود کوروش کبیر و سلسله هخامنشی بی خبر مانده اند، آگاه کند. دوم آثار به جا مانده از هخامنشیان می تواند در صورت توجه به این آثار از جمله آرامگاه کوروش و تخت جمشید و بهره برداری درست منبع درآمدی عظیم از طریق جلب گردشگران خارجی باشد. سوم، امید نظام آموزشی (دبستان، دبیرستان و دانشگاه) توجه بیشتری به تاریخ و فرهنگ گران مایه کشور عزیزمان ایران باستان کنند. چهارم امید است وسایل ارتباط جمعی به خاص صداوسیما برنامه هایی در ارتباط با معرفی آثار باستانی و تاریخ کشور عزیزمان ایران باستان تهیه کنند تا هم وطنان با تاریخ پرافتخارشان آشنایی پیدا کنند و پنجم پیشنهاد می شود روز کوروش کبیر نه تنها به رسمیت آشنا شود، بلکه به همین مناسبت جشنی برگزار شود. بدون تردید چنین اقداماتی می تواند در زیاد کردن اعتبار زیاد کشور عزیزمان ایران مؤثر باشد.

آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد

آریان، مورخ یونانی می نویسد: بر قبر کوروش این کلام خود او به خط میخی منقور شده است بود: «ای آدمیان، من کوروش فرزند کمبوجیه ام، پارسیان را قدرت فرمانروایی داده ام، سرور آسیا شده است ام، این مشتی خاک را که گور من است از من دریغ مدارید.»

واژه های کلیدی: ایران | تاریخ | ترجمه | تاریخی | ایرانی | ایرانیان | پاسارگاد | مجموعه تاریخی


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz